درسنامه آموزشی علوم و فنون ادبی (3) دوازدهم رشته انسانی و معارف
درس 9: اغراق، ایهام و ایهام تناسب
اغراق
در لغت به معنی سخت کشیدن کمان است و درا صطلاح بدیع، زیادهروی در توصیف یا مدح یا ذم را گویند؛ چنان که از حد معمول بگذرد و برای شنونده شگفت انگیز و زیبا باشد. به عبارت دیگر بازنمود دگرگونهٔ مفاهیم و موضوعات سخن است، به صورتی که معانی خرد را بزرگ گرداند و معانی بزرگ را خرد بنماید تا تأثیر سخن را بیشتر کند.
به ابیات زیر توجه نمایید:
به کردار افسانه از هر کسی
شنیدم همی داستانت بسی
به تنها یکی گور بریان کنی
هوا را به شمشیر گریان کنی
برهنه چو تیغ تو بیند عقاب،
نیارد به نخجیر کردن شتاب
نشان کمند تو دارد هژبر
ز بیم سنان تو خون بارد ابر
فردوسی
زیادهروی در توصیف شجاعت و قدرت رستم از زبان تهمینه، موجب زیبایی آفرینی و موسیقی معنوی در این ابیات شده است؛ بهگونهای که این بزرگنمایی، تصویری زیبا در ذهن شنونده یا خواننده ایجاد میکند و تصویرآفرینی حماسی را در این ابیات به اوج میرساند.
اغراق مناسبترین آرایه برای تصویرآفرینی در حماسه است؛ بنابراین در شاهنامه و آثار حماسی دیگر از آن بسیار استفاده شده است.
نمونهای دیگر:
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
سعدی
سعدی با بزرگنمایی در توصیف روز وداع یار، اوج احساسات و عواطف سرشار درونی خود را نشان میدهد.
دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است
سلمان هراتی
میشناسمت/ چشمهای تو میزبانِ آفتابِ صبحِ سبزِ باغهاست/ میشناسمت.
شفیعی کدکنی
چو رامین گهگهی بنواختی چنگ،
ز شادی بر سر آب آمدی سنگ
فخرالدین اسعد گرگانی
ایهام
در لغت به معنی در وهم و گمان افکندن است و در اصطلاح بدیع، آوردن واژهای یا عبارتی در سخن با دو یا چند معنا که معمولاً بیت با تمام معانی پذیرفتنی و دارای ارزش است.
دریافت همزمان چند معنا از یک واژه یا یک عبارت در کلام، تصویری زیبا در ذهن خواننده یا شنونده ایجاد میکند و سبب زیبایی کلام میگردد.
به بیت زیر توجه کنید:
بی مهر رُخت روز مرا نور نماند هاست
وز عمر مرا جز شب دیجور نماند هاست
حافظ
واژهٔ «مهر» ایهام دارد و در دو معنی به کار رفته است؛ یکی در معنای «محبت» و دوم در معنای «خورشید» و چنانچه مشاهده میشود، بیت با هر دو معنی قابل درک و دریافت است.
در ایهام ذهن با اندکی تأمل، هر دو معنی را کشف میکند و همین موضوع سبب زیبای یآفرینی و لذت خواننده میگردد.
نمونهٔ دیگر:
خانه زندان است و تنهایی ضَلال
هر که چون سعدی گلستانیش نیست
سعدی
«گلستان» ایهام دارد و دو معنا در ذهن پدید میآورد: یکی «باغ و گلزار» و دیگری «کتاب گلستان».
توجه: زمانی میتوانیم آرایهٔ ایهام را دریابیم که با معانی مختلف واژهها آشنا باشیم.
یا در مثال:
اگر سنت اوست نوآوری،
نگاهی هم از نو به سنت کنیم
قیصر امینپور
عبارت «از نو» در دو معنای مجدد و قالب شعر نو آمده است.
چند نمونه:
عهد کردی که کشی فرصت خود را روزی
فرصت ار یافتی، آن عهد فراموش مکن
فرصت شیرازی
چون جام شفق موج زند خون به دل من
با این همه دور از تو مرا چهرهٔ زردی است
مهرداد اوستا
ایهام تناسب
آوردن واژهای است با دو معنی که یک معنای آن مورد نظر و پذیرفتنی است و معنای دیگر - که مورد نظر نیست - با بعضی از اجزای کلام تناسب دارد.
به این نمونه توجه کنید: